فرهنگ  سازمانی چیست ؟

 

توجه به فرهنگ به عنوان نقطه شروع تغییر در جامعه در جهت توسعه سازمانی برهویت و ارزشهای

اخلاقی و معنوی استوار است . از رهگذر این موضوع سازمانهای پویا و زنده جهانی به موقعیتهای

بی نظیری دست یافته اند . فرهنگ سازمانی علاوه برآنکه پیوندی نزدیک با فرهنگ عمومی دارد و در

قالب مجموعه ای از باورها و ارزشهای مشترکی که بر رفتار و اندیشه اعضای سازمانی اثر می گذارد

میتواند سرچشمه ای برای حرکت و پویایی یا مانعی در راه پیشرفت به شمار آید .بطور کلی صاحبان

قدرت و تصمیم گیری در سازمانها ، صاحبان فرهنگ و ایدئولوژی هستند و محیط فرهنگ پردامنه ترین

و بلندمدت ترین اثر را بر رفتار و عقاید انسانها می گذارد ؛ بنابراین احیای حس وفاداری ، تعهد ، ایثار

،فداکاری و شایستگی درراستای ارزشها و آرمانهای یک جامعه ارتباط مستقیم با فرهنگ حاکم دارد .

 

تعریف و کارکردهای فرهنگ سازمانی .

 

فرهنگ حاکم بر سازمان یا فرهنگ سازمانی ضمن برداشتن معانی فرهنگ ،محدود به سازمان می شود

و همانند فرهنگ یک ملت یگانه نبوده بلکه آمیزه ای از فرهنگها گوناگون یا پاره فرهنگها یی است که

زیر چتر یک سازمان گرد آمده اند .

دریک سازمان فرهنگ کارکردها و نقش های متفاوتی ایفا می کند، بطو رمختصربه ویژگی آموزنده

این کارکردها اشاره می شود .

·        به کارکنان سازمان هویتی سازمانی می بخشد. فرهنگ ،تعیین کننده مرز سازمانی است یعنی

سازمانها را از هم تفکیک میکند و نوعی احساس هویت در وجود اعضای سازمان ایجاد می کند

·        تعهد گروهی را آسان می کند

·        ثبات نظام اجتماعی را ترغیب می کند

·        فرهنگ با یاری دادن به اعضا برای پی بردن به پیرامون کار خود ، رفتار آنان را شکل می بخشد

·        فرهنگ سازمان بر وظایف و نحوه عملکرد مدیریت سازمان تاثیر می گذارد و با ایجاد  محدودیتهایی برای مدیریت چارچوب کار وی را مشخص می کند

·        فرهنگ به عنوان یا عامل کنترل به حساب می آید که موجب به وجود آمدن نگرشها در رفتار کارکنان می شود

·        فرهنگ به سازمان کمک می کند تا خود را با عوامل محیط خارجی وفق دهد

 

چگونگی شکل گیری و تداوم فرهنگ سازمانی

 

شکل گیری فرهنگ سازمانی بستگی به دلایل وجود آمدن سازمان و جایگاه آن درجامعه و عوامل

موفقیت آن دارد . بنیان گذاران و مدیران ارشد ، نقش اساسی در شکل گیری فرهنگ سازمانی ایفا

می کنند . اصول اعتقادی ، ارزشها ،اهداف و رفتار بنیان گذار سازمان مشخص کننده نوع انتظارات

حال و آینده سازمان بوده ،که توسط مدیران سازمان به زیر مجموعه منتقل می شود .

عدالت ، عجله ، تکبر ، محبت و دیگر خصایص مدیران در شکل گیری فرهنگ سازمان تاثیر دارد .

این رفتارها نشانگر این است که سازمان از کارکنان چه می خواهد ، چه چیزهای در ارتقای آنها مهم

است و چگونه باید مسائل را حل کرد.

استفن رابینز سه عامل را درحفظ و نگهداری یک فرهنگ درسازمان موثر می داند .

این سه عامل عبارتند از :

·        گزینش : افراد استخدام شوند که برای انجام موفقیت آمیز کار مورد نظر دانش ، مهارت و توانائ

لازم را داشته باشند

·        مدیریت عالی سازمان: مدیران ارشد از طریق گفتار و کردار ، هنجارها و معیارهای را ارائه می کنند که دست به دست شده و پس از طی سلسله مراتب به همه جای سازمان می رسد

·        جامعه پذیری : پذیرش و رعایت فرهنگ سازمانی را جامعه پذیری کارکنان می نامند

 

انواع فرهنگ در سازمانها

سازمانهای کنونی دارای چهار نوع فرهنگ هستند :

·        فرهنگ علمی : دراین فرهنگ افراد می خواهند از همه جزئیات کاری که به آن می پردازند آگاهی یابند

·        فرهنگ باشگاهی : در این سازمانها به ارشد بودن و سابقه خدمت و تجربه افراد اهمیت زیادی می دهند مثل ارتش

·        فرهنگ تیمی : سازمانهایی با چنین فرهنگ سازمانی برای کسانی که می خواهند ابتکار عمل به خرج دهند و ریسک پذیرباشند مناسب ترین مکان است مثل شرکت های تولید نرم افزار

·        سازمانهای با فرهنگ سنگر : سازمانهای با این فرهنگ هیچ نوع تعهدی برای امنیت شغلی نمی دهند از این رو این سازمانها برای کسانی مناسب است که دوست دارند مرتبا" محل کار خود را تغییر دهند مثل هتلها

 

                  روشهای تغییر فرهنگ سازمانی

 

سازمانها درعصر جدید برای بقا و افزایش کارآیی خود نیازمند تطبیق با شرایط جدید و سازگاری با

محیط پیرامون خود بوده و یکی از مولفه های اساسی که در تسهیل یاممانعت از این سازگاری نقش

مهمی ایفا می کند فرهنگ سازمانی است . تغییر فرهنگ بر اثر تغییرات در محیط و یاتغییر در اجزایی

از فرهنگ صورت می گیرد . از روشهای تغییر فرهنگ میتوان به مواردا زیر اشاره کرد :

·        مدیران ارشد ، نقش مثبتی را برعهده گیرند و نوع رفتار خود را بصورت الگو درآورند تا دیگران از آنها تقلید کنند

·        آداب و رسوم تازه ای رواج داده شود که جایگزین آداب و رسوم مبهم موجود گردد

·        افرادی برگزیده شوند یا مشمول ارتقاء مقام و یا مورد حمایت قرارگیرندکه در پی ترویج ارزشهای جدید باشند

·        فرایند معارفه و آشنا سازی افراد با فرهنگ جدید سازمانی ( جامعه پذیری ) به گونه ای باشد که باارزشهای نوین سازگار باشد

·        نظام پاداش به نحوی تعییر داده شود تا ارزشهای جدید مورد تایید قرار گیرد

·        هنجارها و معیارهای  نانوشته سازمانی با قوانین و مقررات رسمی که ضمانت اجرایی دارند جایگزین شود

·        با نقل وانتقال افراد در پستها و مناصب مختلف سازمانی به تغییر زیرمجموعه های کنونی فرهنگی مبادرت شود

·        با مشارکت افراد و ایجاد جو اعتماد و اطمینان کامل ، گروههایی تشکیل شوند که با هم توافق نظرکامل داشته باشند

·        داد و ستد اطلاعات آزاد و آسان گردد

·        موانع در راه دگرگونی و نوآوری از میان برداشته شود