نقش بنگاه های کوچک و متوسط در توسعه اقتصادی و کارآفرینی
تعريف بنگاههاي كوچك و متوسط
بنگاههاي كوچك و متوسط در كشورهاي مختلف جهان داراي شباهتهاي بسياري هستند، اما با وجود اين، نميتوان تعريف واحد و يكساني از آنها بدست آورد؛ هر كشور با توجه به شرايط خاص خود تعريفي از اين كسب و كارها ارائه كرده است.
تعريف صنايع كوچك و متوسط در ايران
بر اساس تعريف وزارت صنايع و معادن و وزارت جهاد كشاورزي، بنگاههاي كوچك و متوسط، واحدهاي صنعتي و خدماتي (شهري و روستايي) هستند كه كمتر از 50 نفر كارگر دارند (يونيدو، 1383: 121). وزارت تعاون نيز بر حسب مورد، تعاريف وزارت صنايع و معادن و مركز آمار ايران را در مورد اين صنايع بكار ميبرد. مركز آمار ايران كسب و كارها را به چهار گروه طبقهبندي كرده است؛ كسب و كارهاي داراي 9-1 كارگر، 49-10 كارگر، 99-50 كارگر و بيش از 100 كارگر (آمار سال 1378). هر چند اين طبقهبندي ظاهرا شباهتي با تعاريف اتحاديه اروپا دارد ولي مركز آمار ايران فقط كسب و كارهاي كمتر از 10 نفر نيروي كار را بنگاههاي كوچك و متوسط محسوب ميكند و ساير كسب و كارها را "كارخانجات صنعتي بزرگ " قلمداد ميكند. بانك مركزي ايران نيز كسب و كارهاي زير 100 نفر نيروي كار را به عنوان بنگاههاي كوچك و متوسط تلقي ميكند.
بنگاههاي كوچك و متوسط در اتحاديه اروپا اينگونه دستهبندي ميشوند:
1.بنگاههاي خرد: 9-1 نفر نيروي كار
2.بنگاههاي كوچك: 49-10 نفر نيروي كار
3.بنگاههاي متوسط: 249-50 نفر نيروي كار
تعريف صنايع كوچك و متوسط در آمريكا
در آمريكا كسب وكارهايي را كه كمتر از 500 نفر پرسنل داشته باشند شركت كوچك ناميده ميشود.
ايجاد فرصتهاي شغلي و درآمد
موضوع ايجاد فرصتهاي شغلي در محدوده صنايع كوچك براي اولين بار در ايالات متحده مورد توجه قرار گرفت.
3- عوامل تسريع روند حركت از صنايع بزرگ به سمت صنايع كوچك
الف) شدت يافتن رقابت جهاني، توسعه حمل ونقل، تحول در تبادل اطلاعات و فناوري ارتباطات كه موجب افزايش مبادلات بازرگاني و وحدت اقتصاد جهاني شد.
ب) افزايش بياطميناني كه تاثير مستقيم بر رشد نرخ بهره، تورم و بيكاري، ناپايداري نرخ ارز و افت شديد نرخ رشد كشورهاي صنعتي داشت.
ج) تشديد تقسيم بازارها ناشي از رشد تقاضاي مصرفكنندگان براي توليدات متنوع كه اين تحول، صنايع را مجبور ساخت تا تاكيد بيشتري بر تنوع محصولات داشته باشند. (كارلسون، 1383 : 74)
- بنگاه هاي كوچك و متوسط عامل جذب و اشتغال بخش عظيمي از جمعيت كشورها و آموزش و تربيت نيروي كار ماهر هستند. به عنوان مثال در آلمان، 80 درصد از نيروي كار ابتدا جذب صنايع كوچك و متوسط مي شوند و آموزش هاي لازم و مهارت هاي حرفه اي مورد نياز را كسب مي كنند، به گونه اي كه اين صنايع براي دانش آموزان و دانشجويان به كارگاهي براي كسب مهارت هاي فني و حرفه اي تبديل شده اند.
- از آن جا كه بنگاه هاي كوچك و متوسط در مقايسه با صنايع بزرگ با سرمايه كمتري مي توانند ايجاد اشتغال كنند، تعداد مشاغلي كه اين دسته از شركت ها ايجاد مي كنند بيشتر از شركت هاي بزرگ است.
- امكان ايجاد مشـاغلي به صورت«خويش فرما»(SELF-EMPLOYMENT) باعث مي شود تا كارآفرينان با انگيزه بيشتري به اين دسته از شركت ها روي بياورند.
- جذب و پذيرش كاركنان با شرايط خاص در اين بنگاه ها با سهـولت بيشتري صورت مي گيرد. اين شركت ها توانسته اند امكان اشتغال براي افراد جوان، سالمندان، زنان، كاركنان پاره وقت و حتي افراد معلول نيز فراهم كنند.
- دراين گونه بنگاه ها به راحتي مي توان بدون نياز به برنامه ريزي و تغييرات گسترده در ساختار، گروه هاي ميان وظيفه اي يا گروه هاي كاري با تركيبي از متخصصان مختلف را گردهم آورد.
- هزينه بيرون آمدن از صنعت براي اين گونه شركت ها در مقايسه با شركت هاي بزرگ كمتر است از اين رو بسياري از كشورهاي جهان توجه خاصي به اين گروه از بنگاه ها دارند و با مطالعه و بررسي در مورد مسائل و مشكلات آن ها سعي در استفاده از مزيت هاي گوناگوني دارند كه اين شركت ها ايجاد مي كنند.
مشكلات بنگاه هاي كوچك و متوسط
شركت هاي كوچك و متوسط در اغلب كشورهاي جهان با مشكلات نسبتاً مشابهي مواجه هستند.
- كمبود دانش اقتصادي، مالي و مديريتي بويژه در زمان تاسيس باعث بروز مشكلاتي براي اين گونه شركت ها مي شود به گونه اي كه گاهي يك فرد مجبور به انجام كارهاي تخصصي متعددي مي شود كه خارج از صلاحيت حرفه اي وي است.
- به علت نبود مراجع حمايت كننده و اثرگذار، صنايع كوچك نمي توانند بر روي تغييرات محيطي تاثيـر بگذارند و همين مسأله آسيب پـذيري اين دسته از صنايع را افزايش مي دهد.
- تامين منابع مالي براي اين شركت ها در مقايسه با شركت هاي بزرگ مشكل تر است، بويژه آن كه بانك ها شرايط سخت تري را ازنظر وثيقه و نرخ بهره بالاتري به آنان تحميل مي كنند.
- تامين و حفظ نيروي انساني از مشكلات هميشگي اين بنگاه هاست - اين صنايع نه تنهـا غالباً از تجارب مديريتي بي بهـره اند، بلكه امكان استفاده از خدمات مشاوره اي متخصصان كارآمد را نيز به لحاظ محدوديت منابع مالي ندارند.
- شرايط خاص فرهنگي در برخي از كشورها عموماً ممكن است براي اين شركت ها جايگاهي از نظر مولدبودن قائل نباشد. مثلاً در كشور ما غالباً صنايـع خدماتي را مولد محسوب نمي كنند.
- در بيشترموارد اين شركت هاي متوسط و كوچك فاقد هرگونه تشكل حمايت كننده در امور
بازاريابي و صادرات هستند و اين امر هزينه هاي صادراتي و ريسك هاي مرتبط با آن را افزايش مي دهد.
اتاق هاي بازرگاني
در آلمان تمامي شركت هاي كوچك و متوسط براساس قانون ملزم به عضويت در اين اتاق هستند. اين اتاق نه تنها از منافع و مصالح اعضاي خود دفاع مي كند، بلكه مصالح كل اقتصاد را نيز در نظر مي گيرد. وظيفه مهم اين اتـاق، آموزش كاركنان و آزمون مهارت هاي حرفه اي آن ها براساس استانداردهاي تعريف شده در سراسر كشور است. يكي ديگر از وظايف مهم اتاق هاي بازرگاني، ايجاد رابطه با ديگر كشورهاي جهان براي تسهيل درامر مبادلات اقتصادي و صادرات و واردات است كه از اين طريق خدمات برجسته اي در اختيار شركت هاي كوچك و متوسط قرار مي دهد.
بانك ها و موسسات مالي و اعتباري
در بيشتر كشورهاي پيشرفته، نهادهاي مالي با قوانين و تسهيلاتي كه براي حمايت از بنگاه هاي كوچك و متوسط شكل گرفته اند، به تامين مالي براي اين گونه شركت ها پرداخته اند. مثلاً در كشور آلمان بسياري از اين نهادها از راه هاي زير به بهبود وضع اقتصادي و مالي شركت هاي كوچك و متوسط كمك مي كنند:
- اعطاي وام هاي كوتاه مدت مبتني بر برنامه شركت ها(BUSINESS PLAN)؛
- مشاركت در پروژه ها؛
- ارائه تضمين هاي لازم؛
- ارائه مشاوره هاي مالي؛.
ايـن موسسـات معمولاً خدماتي در زمينه هاي زير به شركت هاي كوچك و متوسط ارائه مي كنند:
- ايجاد شركت هاي جديد و كمك به كارآفريناني كه قصد تاسيس اين گونه شركت ها را دارند؛
- كمك به رشد شركت هاي موجود؛
- كمك در زمينه نوآوري هاي علمي، فني و تكنولوژيكي؛
- حمايت از برنامه هاي كارآموزي و آموزش هاي پيشرفته در اين شركت ها.
محورهاي سرمايه گذاري اين بانك ها و موسسات اعتباري، از يك طرف تقويت سرمايه شخصي و از طرف ديگر دادن وام با شرايط و تسهيلات مناسب تري به اين بنگاه ها است. اين اقدامات، پيامدها و نتايجي براي صنايع كوچك درپي دارد كه مهم ترين آن ها عبارتند از:
- نرخ بهره مناسب براي وام ها؛
- وام ها با نرخ بهره ثابت؛
- وام هاي بلندمدت؛
- معافيت از پرداخت سود وام براي چند سال؛
- تقويت نقدينگي شركت ها؛
- بهبود وضعيت اعتباري شركت ها.
نهادها و مراجع دولتي و قانونگذاري
اين گونه نهادها با وضع قوانين و يا تدوين بودجه و ارائه حمايت ها، تسهيلات و راه كارهاي اجرايي مي توانند نقش مهمي درجهت حمايت از شركت هاي كوچك و متوسط ايفا كنند. و عمده ترين خط مشي دولت ها براي حمايت مالي از صنايع كوچك و متوسط عبارتند از:
- ايجاد فضاي كارآفريني؛
- ارتقاي كارآفريني؛
- كاهش ماليات؛
- كاهش بوروكراسي اداري؛
- ايجاد موسسات پژوهشي و تحقيقاتي با همكاري صنايع و دانشگاه ها.
باتوجه به نقش ويژه اين دسته از شركت ها در ايجاد اشتغال و رشد اقتصادي و كمك به ايجاد و حفظ ثبات اجتماعي و باعنايت به نقش ممتاز آن ها در افزايش صادرات و ايجاد اختراعات و نوآوري ها و ديگر كاركردهاي بي بديل صنايع كوچك و متوسط، به نظر مي رسد كه يكي از بهتريـن شيوه ها براي ايجاد تحول و توسعه همه جانبه اقتصادي و اجتماعي كشور، توجه خاص همه سياستگذاران، برنامه ريزان، و قانون گذاران به اهمیت این بنگاه هاست .
مشکلات فضای کسب و کار در ایران