1. در هنگام رخ دادن یک مشکل، از آن فرار میکنید یا به دنبال راهکاری برای حل آن هستید؟
بعضی از مردم فکر میکنند که چارهای جز راه انداختن یک کسبو کار جدید ندارند؛ در حالی که تنها چیزی که آنها میخواهند به دست آوردن یک شغل خوب است. در واقع انگیزه آنها برای راهاندازی یک کار جدید بسیار کوچک است، ما آنها را «کارآفرینان اجباری» مینامیم. البته برخی از این افراد میتوانند با موانع بزرگی که بر سر راه کارآفرینی قرار میگیرد کنار بیایند؛ اما اکثر آنها توانایی اینکه برای مدت طولانی در تجارت و رقابت حضور داشته باشند را ندارند. بنابراین اگر به دنبال کارآفرینی هستید باید در انگیزهها و روحیات خود جستوجو کرده و بفهمید که آیا در چشماندازتان، آینده خود را به عنوان صاحب یک کسبوکار میبینید یا شخصی که به دور از هرگونه ریسک و مشکلی زندگی میکند؟ و اگر تمام چیزی که برای آینده خود میخواهید صرفا داشتن یک شغل خوب است، شما میتوانید یاد بگیرید چگونه خیلی ساده به هدف خود برسید؛ بدون اینکه لازم باشد به عنوان یک کارآفرین به موفقیت برسید و به تبع آن شغل خوبی نیز به دستآورید.
2. آیا حمایتکنندهای دارید؟
ضربالمثلی هست که میگوید: یک کودک تنها تحت تاثیر خانواده رشد نمیکند، بلکه تحت تاثیر جامعه است. میتوان این ضربالمثل را اینگونه تعمیم داد که کارآفرینی تنها تحت تاثیر صاحب کسبوکار نیست، بلکه عوامل مختلفی بر آن تاثیر میگذارند. قبل از شروع کسبوکار شما نیاز به یک شبکه حمایتی قوی دارید که از خانواده شما شروع میشود، اگر میبینید همسر و فرزندان شما از ایده شما حمایت نمیکنند باید تلاش بیشتری برای جلب حمایت آنان انجام دهید. اگر نمیتوانید خانواده خود را در مورد کسبوکارتان قانع کنید پس چگونه میتوانید مشتریان را برای خرید کردن از خود قانع کنید یا شرکایی برای همکاری با خود پیدا کنید یا چگونه میتوانید حمایت بانک را برای کمک مالی به خود جلب کنید؟
3. آیا شما پسانداز زیادی دارید؟
آنچه به عنوان عرف در میان کارآفرینان وجود دارد این است که شما باید پساندازی معادل با 6 تا 12 ماه هزینه زندگی خود داشته باشید تا بتوانید قبل از اینکه در کسبوکار خود به سوددهی برسید در تامین هزینههای زندگی خود با مشکل مواجه نشوید. اما گاهی این نیز کافی نیست؛ من به شما توصیه میکنم که قبل از شروع به راهاندازی کار خود به اندازه هزینههای پنجسال خود پسانداز داشته باشید. ممکن است این مقدار به نظر شما زیاد باشد و در واقع نیز همینطور است؛ اما خوب است بدانید که بیشتر شکستها در کارآفرینی به این دلیل اتفاق میافتد که صاحبان آنها درست در زمانی که در شرف به ثمر رسیدن تلاشهایشان هستند، دچار بیپولی میشوند، بنابراین داشتن هرچه بیشتر پسانداز شما را درمقابل وقایع غیرهمنتظره مقاوم میکند.
4- آیا الگوی مناسبی برای کارآفرینی دارید؟
آیا وقتی در کودکی فوتبال بازی میکردید سعی نمیکردید مانند بازیکنهای بزرگ فوتبال رفتار کنید؟ کودکان همواره به دنبال سرنخهایی میگردند که در رفتارهای خود آنها را سرمشق خود قرار دهند. در مورد جوانان عاقل نیز این قضیه صدق میکند. در میان اطرافیان خود به دنبال کارآفرینان موفق بگردید و بفهمید که چه ویژگیهایی باعث موفقیت آنان شدهاست. آیا شما نیز این ویژگیها را دارید؟ اگر ندارید آیا توانایی به دست آوردن آنها را دارید؟ اگر نتوانستید کسی را با این ویژگیها پیدا کنید؛ در میان کتابها جستوجو کنید و سرگذشت افرادی همچون بیل گیتس، ری کروک، دنالد ترامپ و ... را مطالعه کنید.
سرگذشت و خاطرات آنان را بخوانید و سعی کنید بفهمید که چه ویژگیهای مشترکی در همه آنان وجود داشته که موجب موفقیت آنان شده؟
5- آیا شما ویژگیهای کلیدی کارآفرینی را دارید؟
شما باید صدها چیز بدانید تا بتوانید کارآفرین موفقی باشید؛ اما مهمترین آنها عبارتند از:
ریسکپذیری بالا: شما باید بتوانید به عمق نامعلومیو ابهامیکه در حوزه کارآفرینی وجود دارد خیره شوید و احساس ترس نکنید. مهارت فروشندگی: شما باید حداقلی از توانایی فروشندگی را داشته باشید تا بتوانید در کارآفرینی موفق باشید؛ چراکه ممکن است بهترین اختراع در جهان را داشته باشید اما اگر نتوانید با هیات موسسان (مشتریان، کارمندان، فروشندگان، وامدهندگان) درست ارتباط برقرار کنید و اهمیت اختراع خود را برایشان توضیح دهید، موفق نمیشوید. خلق و خوی مستقل: کارآفرینان بر خلاف جریان حرکت میکنند. آنها یک کسبوکار جدید راهمیاندازند در حالی که اطرافیانشان در تلاشاند که شرایط موجود خود را حفظ کنند. آنها اهمیتی نمیدهند که بارها و بارها مورد مخالفت قرار گیرند و به اراده و نیروی خود اعتماد دارند. توانایی مذاکره کردن: اگر شما این توانایی را دارید که درباره همه چیز از اجاره یک مغازه گرفته تا عقد قرارداد برای طراحی یک وبسایت خوب مذاکره کنید یعنی شما فهمیدهاید که هر دلار پولی که پسانداز کنید میتواند به کسبوکار شما اجازه دهد که باقی بماند و در پستی و بلندیهای جریانهای پولی به حیات خود ادامه دهد. هوش هیجانی: این عبارتی است که توسط «دانیل گلمن»، رفتارشناس و نویسنده ابداع شده که با «IE» شناخته میشود و عبارت است از مجموعهای از رفتارها که باعث میشود شما خلقیات خود و دیگران را بشناسید و تحت تاثیر قرار دهید.
طبعا هیچ یک از ما دوست نداریم کارخانهمان تعطیل یا ورشکست شود و وقتی چنین اتفاقی میافتد معمولا همه تقصیرها را متوجه دیگران میکنیم. اما گاه خود ما مجری قهار و پيگير دستورالعملهای شکست بودهایم.
1- بیهدف باشید: مدیر کارخانهای که هدف ندارد و نمیداند برای چه و چرا کار ميکند نمیتواند کسب و کارش را به مسیر درستی هدایت کند. این اصل کاملا طبیعی است و در جهان هستی قانونی جهان شمول است. هدفمندی، حرکت با چراغ روشن است و بی هدفی، گمراهی است. هدف تمام جزئیات کاری یک کارخانه را به هم پیوند میدهد و در واقع خمیرمایه انسجام است. مدیر بیهدف که نمیداند ده سال بعد، پنج سال بعد و یک سال بعد و همچنین شش ماه بعد و سه ماه بعد کجاست تمام مسائل کارخانه را به مثابه مشکل میبینید و از صبح زود تا غروب هر زنگ تلفنی و هر فکس و ایمیلی برایش یک مشکل جدید و یک سختی و مشقت مضاعف است. چنین مدیرانی مثل مرغ سرکنده تمام روز به این در و آن ميزنند تا از حجم مشکلات بکاهند، اما نمیتوانند.
چون راه چاره تحمل مشکلات یا فرار از آن و حتی تهاجم به مشکلات نیست، راه حل هدف دار شدن است، تا همه مسائل در جایگاه خود معنی شوند و متناسب با جایگاه راه حل یابند.
2- از نیروی متخصص استفاده نکنید: هنوز که هنوز است برخی از مردم به محض شنیدن بیماری دیگران قرص و دارو تجویز میکنند و وقتی محصولی به بازار میآید یا میخواهد بیاید درباره بازار و فروشش نظر میدهند. این عارضه مهم اجتماعی نشانه به رسمیت شناخته نشدن تخصصها است. جای تعجب دارد اما هنوز بسیاری از جایگاههای تخصصی را افراد بدون تخصص اشغال کردهاند. برخی از مدیران به بهانههایی مانند اعتماد، کاهش هزینه یا ترجیح رابطه خویشاوندی افراد کاملا غیر متخصص و کوچک را که فاقد جسارت و لیاقت لازم برای رشد شخصی و سازمانی هستند و به حداقلها قانعاند، به کار میگمارند. در برخی دیگر از بنگاهها هم افراد جابهجا منصوب میشوند. مثلا یک حسابدار که دارای تخصص حسابداری است در جایگاه مدیر فروش قرار میگیرد یا یک مهندس مکانیک را به جای یک مهندس صنایع به کار میگیرند.
این مشکل عارضه ای به نسبت پنهان است. یعنی زمانی که لیست پرسنل بررسی میشود و مثلا از جمع دویست نفره آن پنجاه نفر دارای مدرک مهندسی و فوق لیسانس است پس به نظر نمیآید که این کارخانه دارای مشکل بیتخصصی باشد. اما واقعیت آن است که به کار گماردن افراد با تخصص غیرمرتبط تنها کمی بهتر از به کار گماردن افراد فاقد تخصص است.
3- باهوشها را جدی نگیرید: در برخی از کارخانهها متخصصها استخدام شدهاند و در جایگاه تخصصی خود نیز قرار گرفتهاند، اما جدی گرفته نمیشوند. زمانی که مدیر کارخانه بر اساس آموزههایی مانند همه با هم برابرند، تبعیض باعث پررویی میشود و... رفتاری مشابه و مساوی با همه پرسنل دارد در واقع پرسنل باهوش را ترغیب به کم کاری، خیانت و در نهایت استعفا میکند. باهوشها شیرازه منابع انسانی کارخانه هستند. مانند باهوشها و درس خوانهای کلاسهای درس که باعث میشود سطح کلاس بالا رود و حتی گاه خود معلم نیز مجبور به مطالعه بیشتر شود. باهوشها مانند نشانههای بالای کوه هستند که همه گروه را دعوت به بالا رفتن میکنند. باهوشها دارای خود باوری هستند و میخواهند بر اساس تواناییهایشان پول و اعتبار داشته باشند.
باهوشها میتوانند کار را زود یاد بگیرند و زود اشکالات احتمالی را دریابند، بنابراین باعث رشد بهرهوری میشوند. مدیریت دانش هم از طریق این افراد قابل اجرا است. توجه به این افراد از طریق پرداخت بیشتر دستمزد، در اختیار گذاشتن امکانات رفاهی و سفرهای خارجی و تعیین جایگاهی برتر در کارخانه صورت ميگيرد و موجب واکسینه شدن کارخانه در برابر بسیاری از مسائل پیشبینی نشده ميشود. اما بیتوجهی به این افراد زمینه انفکاک آنان از کارخانه و طبیعتا افشای اطلاعات و رمز و رموز کار را در پی خواهد داشت.
4- لج بازی کنید: باز باور کردنش سخت است؛ اما این مشکل هم در میان مشکلات مدیریتی وجود دارد. در شرایطی که انبوهی از مشکلات واحدهای تولیدی را احاطه کرده است برخی از مدیران به لج بازی با سهامداران، پرسنل و مشتریان میپردازند و سعی میکنند دیدگاههای خود را که تقریبا هیچکس با آنها موافق نیست به کرسی بنشانند. جالب است که برخی از این افراد تحت تاثیر جملات قصاری که سالهاست در کشور مد شده و در تقویمها و سررسیدها و شبکههای اجتماعی مرتب دست به دست میشود و بدون توجه به فلسفه برخی از این جملات این لجبازی را به عنوان نوعي نوآوری و صاحب اراده بودن تلقی میکنند. طبیعی است که یک مدیر کارخانه که هر روز برای مسائل مختلفی تصمیم میگيرد، دچار اشتباه شود.
اما مهم این است که به محض اطلاع از اشتباه از مسیر خطا خارج شود. برخی از مدیران خروج از راه خطا را کسر شأن خود تلقی میکنند و فکر میکنند در این صورت به مدیری نالایق و سست عنصر معروف خواهند شد. اين مديران بهتر است بدانند در صورتی که به لجبازی و ادامه روشهای خطا ادامه دهند به عنوان مدیری احمق جلوه خواهند کرد. (ادامه دارد...)
منبع: دنیای اقتصاد
چگونه يك كارگاه خانوادگي كنسرو مواد غذايي در اسپانيا به يك كارخانه جهاني تبديل شد.
با گذشت بيش از 50 سال و شركت سه نسل پياپي از اعضاي خانواده در مديريت شركت، اين خانواده موفق شده است كه 80 درصد كل سهام گروه كالوو را از آن خود كند. كارگاه اوليه توسط لوئيز كالوو سانز در سال 1940 تاسيس شد. پيش از آنكه اين تشكيلات به يكي از شركتهاي بزرگ و مهم اسپانيا تبديل شود، شركت كوچكي بود در گاليسيا كه كار خود را با توليد كنسرو گوشت گوساله شروع كرد. از همان ابتدا اين شركت در پي نوآوري بود و قصد داشت تا به تشكيلاتي جهاني بدل شود، پس در همين راستا نوعي كنسرو به نام (Yellow Fin Tuna) را در اسپانيا ارائه داد. اين كارخانه اولين كارخانهاي بود كه كنسروهاي گرد توليد ميكرد. البته اين شكل متفاوت بعدها توسط بيشتر كارخانههاي منطقه كپيبرداري شد. مانوئل كالوو مديرعامل گروه صنعتي كالوو در مصاحبهاي با سايت دانشگاه پنسيلوانيا در مورد تاريخچه شركت، موانعي كه نسل سوم خانواده در امر مديريت با آن مواجه هستند و نيز برنامههاي شركت جهت توسعه در آمريكاي لاتين صحبت كرده است.
ادامه مطلب
برای فعال سازی پتانسیل رشد شرکت خود، تنها باید به بررسی هسته مرکزی کسب و کارتان بپردازید و نیازی نیست، فراتر از آن عمل کنید.
آیا سود ناخالص هسته مرکزی کسب و کار شما، مایوسکننده است و نرخ رشد پایینی دارد؟ آیا از مسیر پیشروی رشد
کسب و کار خود ناامید هستید؟ اگر فکر میکنید سرمایهگذاریهای بزرگ در خارج از هسته مرکزی شرکتتان تنها وسیله شتاب رشد شما است، دوباره آنها را بررسی کنید، ممکن است فرصت برای رشدی سودآور در قسمت اصلی کسب و کارتان نهفته باشد. در اینجا به چگونگی دسترسی به این رشد سودآور میپردازیم:
ادامه مطلب
برای کاربران ویندوز – دوست دارید کامپیوتر سریعتر و آماده بکارتری داشته باشید؟ نکاتی که امروز بیان میکنیم ترفندهای کوچکی هستند که تاثیرات بزرگی در کارایی و سرعت سیستم شما خواهند گذاشت. همه کامپیوترهایی میخوان که کارهایی رو بکنه که اونها میخوان! کامپیوترهای نو اینکار رو به خوبی انجام میدن! سریع هستند و سریع به درخواست شما پاسخ میدن و… اما بعد از استفاده زیاد از کامپیوتر و تغییر ندادن سیستم عامل مشکلات چهره خودشان را نشان میدهند و حتی به هنگ کردن بین فعالیتها هم میرسند! الان خیلی از ما جیب چندان پری نداریم که به دنبال خرید سیستم جدیدی باشیم (شما که جیبتون پره برای ماهم دعا کنید!) پس با ما باشید تا نکاتی را مطرح کنیم که میتواند تاثیر خوبی در سرعت اجرایی کامپیوترتان داشته باشد.
ادامه مطلب
دو نوع مدیر وجود دارد. مدیران نوع اول که قسمت اعظم حرفه خود را بر حسب شرح وظایف انجام میدهند، هر روز صبح سر کار میروند، وظایفشان را انجام میدهند، و گهگاه شور و هیجانی هم از خود نشان میدهند اما اغلب بر اساس طرحها و برنامهها پیش میروند.
مدیران دسته دوم که تعدادشان معدود است، هر روز شور و شوق و تعهد و درگیری را با خود به محل کارشان میبرند. این دسته شامل آدمهایی است که اگر لازم باشد، دست به هر کار متهورانهای میزنند، با موضوعات عمیقا درگیر میشوند و با درخششهای بصیرت خود به نوآوریهای ارزشمندی دست مییابند. مدیران دسته دوم تعهدی پرشور و احساسی به حرفه خویش دارند.
ادامه مطلب
آموخته ام که
با پول مي شود خانه خريد ولي آشيانه نه،
رختخواب خريد ولي خواب نه،
ساعت خريد ولي زمان نه،
مي توان مقام خريد
ولي احترام نه،
مي توان کتاب خريد ولي دانش نه
، دارو خريد ولي سلامتي نه
، خانه خريد ولي زندگي نه و
بالاخره ، مي توان
قلب
خريد، ولي عشق را نه.ادامه مطلب
ادامه مطلب
گاهی اوقات اشتباهات کاملاً مشهودی را در زندگی برای بارها و بارها تکرار می کنیم. سرمایه گذاری نیز از این امر مستثنی نیست. افرادی که معمولاً دارای حافظه ی خوبی نیستند، یک اشتباه را به کرات در مورد مسائل اقتصادی تکرار می کنند. اگر شما در مورد اصول ابتدایی علوم اقتصادی آگاهی کاملی نداشته باشید، سرمایه گذاری برای شما تبدیل به یک امر پیچیده می شود. هر کس برای بهرمندی از آینده ای روشن تر می بایست از همین حالا راه و روش صحیح سرمایه گذاری را بیاموزد. اجتناب از ۱۰ نمونه اشتباه بارزی که ممکن است از هر سرمایه گذار مبتدی سر بزند، شما را در این راه راهنمایی کرده و اطلاعات مناسبی را در مورد تکنیک های صحیح سرمایه ذاری در اختیارتان قرار می دهد.
ادامه مطلب
پس اگر موضوع بدین گونه است چرا افرادی همانند من یا شما دوست دارند تا پول خود را خرج محصولاتی از نایک یا میشلن بکنند. پاسخ خیلی ساده است: برند سازی. اين بازاریابان ميدانند که با سرمایهگذاری عظیم هزینه و وقت روی مارک، محصولات بیشتر از قیمت بازاری ارزش خواهند داشت و حق هم دارند.
در مجله BUSINESS WEEK در رده بندی سال 2007 بهترین برندهای جهان، ارزش جهانی کوکاکولا بالغ بر 65 میلیارد بود که اين ارزش برند به تنهایی و فارغ از ارزش ساختمانها، کارخانههاو حتی فرمولاسیون آن ميباشد. همین مطالعه ميگوید که برند مک دونالد 29 میلیارد دلار و بی ام و دارای ارزشی برابر 21 میلیارد دلار است.
ادامه مطلب
که خودکارهای موجود درفضای بدون جاذبه کار نمی کنند.(جوهر خودکار به سمت پایین جریان نمی یابد و
روی سطح کاغذ نمی ریزد)برای حل این مشکل آنها شرکت مشاوران اندرسون را انتخاب کردند،تحقیقات
بیش از یک دهه طول کشید،۱۲ میلیون دلار صرف شدو درنهایت آنها خودکاری طراحی کردندکه در محیط
بدون جاذبه می نوشت ،زیر آب کار می کرد، روی هر سطحی حتی کریستال می نوشت و از دمای زیر
صفر تا ۳۰۰ درجه سانتیگراد کار می کرد.
روسها راه حل ساده تری داشتند،آنها از مداد استفاده کردند!
صنايع كوچك و متوسط به علت وجود اثر حمل ونقل، اثر اندازه بازار، اثر تنظيم، مؤثر بودن انتخاب و اثر كنترل، اين صنايع را در توليد اغلب كالاها به انتخاب اول مبدل ساخته است
ادامه مطلب
برای اداره کسبوکار خود به مهارتهای مدیریتی زیادی علاوه بر دانش بازار نیاز دارید. اگر شما کسبوکار خود را شروع کردهاید باید تمام کارها، از خدماتدهی به مشتریان تا آماده سازی حسابها را خودتان انجام دهید که اغلب مواقع کار سخت و دشواری است.
ادامه مطلب
يادمون باشه که؛ خدا هميشه هست.
-يادمون باشه که؛ کسي که زير سايه ديگري راه ميره، خودش سايهاي نداره.
-يادمون باشه که؛ هر روز بايد تمرين کرد دل کندن از زندگي را.ادامه مطلب
اگر به شما بگويم که این امکان را دارید تا از طریق متمركز نمودن وقت و انرژيتان بر انجام برخي از كارهايي كه هماکنون نیز در حال انجامشان هستید، زندگي خود را به طرز شگفتانگیزی متحول کنید، نتایج بهتری بگیرید، پول بيشتري بهدست آوريد و از موفقيتهای بيشتري لذت ببريد،
ادامه مطلب
ادامه مطلب
اگر از اغلب مدیران بپرسید که چه چیزی بر سر راه موفقیت آنها قرار دارد همان فهرست بلندبالای همیشگی شکایات را خواهید شنید: کمبود وقت، کاهش منابع، فقدان موقعیتهای مناسب.
ادامه مطلب
ادامه مطلب
ادامه مطلب
ادامه مطلب
ادامه مطلب
ادامه مطلب
ادامه مطلب
(Joan Kane) روانشناس که با شرکتهای بازرگانی قدرتمندی همکاری میکند، تنظیم شدهاند. با پاسخ به این سوالات شما خواهید فهمید که آیا برای این نقش مناسب هستید یا خیر. مهمتر از آن درمییابید که آیا حاضرید بهای به دست آوردن ثروت میلیاردی را بپردازید. کسی چه میداند، شاید ثروت کمتری در حد 100 میلیون دلار برای شما مناسبتر باشد.
ادامه ........
ادامه مطلب
ادامه ...
ادامه مطلب
درسال 1946 پس از جنگ جهانی دوم ، بیست و پنج کشور جهان طی ملاقاتی در لندن برروی تاسیس یک سازمان بین المللی برای استاندارد ، توافق نمودند که به دنبال آن سازمان بین المللی استاندارد (iso) درسال 1947 رسما" تاسیس گردید و درحال حاضر اکثر کشورهای جهان از جمله ایران عضو این سازمان هستند .
ادامه مطلب
|
بنگاههای دارای بهترین سابقه در مسیر توسعه محصول از سه جانبه حیاتی با هم مسلکان کمتر موفق خود دارند ... بعد از بررسي و كنكاش روي بيش از 300 كارمند از 28 شركت در سراسر آمريكاي شمالي و اروپا دريافتيم كه بنگاههايي كه بهترين سابقه را در توسعه محصولات خود دارند، سه كار را بهتر از همنوعان كمتر موفق خود انجام ميدهند: اين بنگاهها به موقع حس آشكاري را از اهداف پروژه خود به وجود ميآورند، فرهنگي قوي را در ارتباط با پروژه خود در محل كارشان ميپرورانند و در كل دوره انجام پروژه تماس نزديكي را با مشتريانشان برقرار و حفظ ميكنند. هر چند ما بر شركتهايی در درون صنايع خودروسازي، تكنولوژيهاي پيشرفته و دستگاههاي پزشكي تمركز كرديم، اما اعتقاد داريم كه توليدكنندگان از هر قماشي ميتوانند از اين تحقيق سود ببرند. در ادامه نگاهي دقيقتر به آنچه يافتهايم مياندازيم. |
| منبع : فصلنامه مک کینزی // دنیای اقتصادی |
۲) درصدی از درآمد ناخالص خود را به عنوان بودجه سالیانه بازاریابی تعیین کنید.
۳) هر سال اهداف خاص بازاریابی را تعیین و هر سه ماه یک بار آنها را ارزیابی و تنظیم نمایید.
۴) یک پوشه برای نگهداری ایده های بازاریابی اختصاص دهید.
۵) هر روز و هر ساعت کارت ویزیت را همراه تان داشته باشید.
۶) یک سنجاق سینه شخصی با آرم شرکت تان طراحی کنید و در جلسات به کت خود بزنید.
▪ بازار هدف
۷) نسبت به تحولاتی که شاید روی بازار هدف، محصول یا استراتژی بازاریابی شما تاثیر بگذارد، هوشیار باشید.
۸) مطالعات تحقیق بازاریابی درباره حرفه، صنعت، محصول و گروه های بازار هدف خود را بخوانید.
۹) آگهی های رقبای خود را گردآوری کنید و با مطالعه آنها، اطلاعاتی درباره استراتژی، ویژگی ها و مزایای محصولات آنها به دست آورید.
۱۰) از مشتریان بپرسید چرا شما را انتخاب کردند و خواستار توصیه هایی برای بهبود کیفیت شوید.
۱۱) از مشتریان سابق بپرسید چرا شما را رها کردند.
۱۲) بازار جدیدی شناسایی کنید.
۱۳) به یک فهرست پستی مربوط به حرفه تان بپیوندید.
▪ توسعه محصول
۱۴) یک خدمت، تکنیک یا محصول جدید ارائه دهید.
۱۵) نسخه ای ساده تر، ارزان تر یا کوچک تر از محصول یا خدمت خود پدید آورید.
۱۶) نسخه ای شکیل تر، گران تر، سریع تر یا بزرگتر از محصول یا خدمت خود ارائه دهید.
۱۷) خدمات خود را بهنگام کنید.
▪ آموزش، منابع و اطلاعات
۱۸) یک تیم مشاوره در زمینه بازاریابی و روابط عمومی مرکب از همکاران و صاحبان کسب و کارهای مشابه را گردهم آورید و به تبادل اندیشه و مسائل صنفی بپردازید.
۱۹) برای کارکنان خود یک صندوق پیشنهادات بگذارید.
۲۰) در سمینارهای بازاریابی حضور یابید.
۲۱) کتاب های بازاریابی را بخوانید.
۲۲) مشترک نشریات مکتوب و اینترنتی بازاریابی شوید.
۲۳) هرماه یک جلسه بازاریابی با کارکنان یا مباشران خود بگذارید تا درباره استراتژی و وضعیت بازار بحث کنید و ایده های تازه بگیرید.
۲۴) به انجمن یا سازمان های مرتبط با حرفه تان ملحق شوید.
۲۵) یک پوشه را برای یافتن طراح، نویسنده و سایر حرفه ای های بازاریابی کنار بگذارید.
۲۶) یک مشاور بازاریابی جهت همفکری استخدام کنید.
۲۷) «سفری خلاق» به شهر یا کشوری مترقی داشته باشید تا تکنیک های بازاریابی آنجا را یاد بگیرید.
▪ قیمت گذاری و پرداخت
۲۸) ساختار قیمت گذاری تان را تجزیه و تحلیل کنید و ببینید کجای آن نیاز به اصلاح و تنظیم دارد.
۲۹) به مشتریان امکان دهید با کارت اعتباری پرداخت کنند.
۳۰) به مشتریان ثابت، تخفیف دهید.
۳۱) شگردهای معامله پایاپای را بیاموزید. به اعضای برخی باشگاه ها، گروه های حرفه ای و سازمان ها در مقابل تبلیغ محصولات و خدمات شما در نشریات شان تخفیف بدهید.
۳۲) برای «پرداخت های سریع» و نقد، تخفیف قائل شوید و از مشتریان ثابت به صورت قسطی پول بگیرید.
▪ ارتباطات بازاریابی
۳۳) برای مشتریان کنونی و بالقوه تان یک خبرنامه منتشر کنید.
۳۴) بروشوری از محصولات و خدمات تان را چاپ کنید.
۳۵) همراه بروشورهای خود یک برگه نظرسنجی بگنجانید که پول تمبرش را شما پرداخته اید. بدین ترتیب می توانید بازخورد ارزشمندی از مشتریان دریافت کنید.
۳۶) یادتان باشد کارت ویزیت درون جعبه کارایی ندارد، حتما آن را پخش کنید. به هر مشتری بالقوه دو کارت ویزیت و بروشور بدهید تا یکی را نگه دارد و دیگری را به دوستانش بدهد.
۳۷) برای هرکدام از بخش های بازار هدف تان یک کارت ویزیت و بروشور خاص طراحی کنید، (مثلا یکی برای سازمان ها و نهادهای دولتی و یکی برای کاسب کارها و مصرف کنندگان)
۳۸) یک پوستر یا تقویم با آرم شرکت تان چاپ کنید و به مشتریان هدیه بدهید.
۳۹) روی سربرگ، برگه های فاکس یا صورتحساب، شعار یا جمله ای در وصف فعالیت خود به چاپ برسانید.
۴۰) در بروشورهای خود نظرات مثبت مشتریان درباره کالا و خدمات خود را به چاپ برسانید.
۴۱) یک فهرست پستی جدید را امتحان کنید. اگر به ثمر ننشست، آن را به فهرست های کنونی پست مستقیم خود بیافزایید یا به فکر کنار گذاشتن فهرستی بیافتید که توقعات شما را برآورده نمی کند.
۴۲) برای بازاریابی به شیوه پست مستقیم از پاکت های رنگی یا بزرگ استفاده کنید یا نامه هایی را روی کاغذ سفید بدون خط بفرستید تا کنجکاوی گیرنده را برانگیزد.
▪ رابطه با رسانه ها
۴۳) از انتشار نشریات جدید متوجه شوید تا اخبار خود را به رسانه و فرد مناسب بفرستید.
۴۴) در روزنامه های عادی یا اقتصادی و نشریات تخصصی مطلب بنویسید.
۴۵) مقاله ای به قلم خود چاپ کنید و نسخه های آن را برای همکاران تان بفرستید.
۴۶) در تنظیم اخبار فعالیت شرکت خود کوشا باشید و آنها را به موقع و چندین بار برای مطبوعات ارسال کنید.
۴۷) یکصدمین، پانصدمین یا یکصد هزارمین مشتری خود را در مطبوعات معرفی کنید.
۴۸) یک جایزه سالیانه به راه اندازید و آن را در بوق و کرنا کنید. مثلا می توانید به بهترین کارمند سال شرکت یا سازمان خود جایزه بدهید.
۴۹) در زمینه رسانه و روابط عمومی آموزش ببینید یا مطالبی درباره آن بخوانید.
۵۰) در برنامه های رادیویی و تلویزیونی حضور یابید.
۵۱) در مورد صنعت یا تخصص خود سفارش یک برنامه تلویزیونی بدهید و آن را به شبکه محلی خود بدهید تا به عنوان یک برنامه عادی پخش کند.
۵۲) نامه ای به سردبیر روزنامه یا مجله محلی تان بنویسید و او را به ناهار دعوت کنید.
۵۳) اخبار خود را همراه عکس مربوطه به مطبوعات بفرستید.
۵۴) مرتبا روزنامه ها و مجلات را برای یافتن فرصت های روابط عمومی بخوانید.
۵۵) برای مطبوعات مقالات «راهنما» درباره حوزه تخصصی کسب و کارتان بفرستید.
۵۶) در صنعت خود تحقیق کنید و پس از کشف یافته ای مهم، آن را در اختیار مطبوعات بگذارید.
▪ خدمات مشتری و رابطه با مشتری
۵۷) از مشتریان تان بخواهید که بازگردند.
۵۸) تماس های تلفنی مشتریان را بدون فوت وقت پاسخ دهید.
۵۹) روی دستگاه پیامگیر تلفن، اطلاعات مهم مانند ساعات کار شرکت، مکان و فرد پاسخگو را ضبط کنید.
۶۰) روی دستگاه پیامگیر تلفن، پیامی بیادماندنی یا «نکته روز» را ضبط نمایید.
۶۱) برای مشتریان تان نمایش یا هر رویداد جالب دیگر را سازماندهی کنید یا بلیت تئاتر و سینما و… برایشان بفرستید.
۶۲) در دفترتان با حضور مشتریان یک سمینار برگزار کنید.
۶۳) تشکرنامه های دستنویس خوش خط برای مشتریان بفرستید. می توانید برای جشن تولدشان یا سایر مناسبت های سال، کارت تبریک ارسال کنید.
۶۴) مقالات جالب را کپی کنید و همراه کارت ویزیت و بروشورتان برای مشتریان کنونی یا بالقوه بفرستید.
۶۵) بخشی از وب سایت خود را به مشتریان اختصاص دهید.
۶۶) هرازگاهی دکور محل ملاقات خود با مشتریان را از نو طراحی کنید.
▪ شبکه رابط ها و تبلیغ دهان به دهان
۶۷) به یک اتاق بازرگانی یا سایر سازمان های مرتبط بپیوندید.
۶۸) بروشور خود را برای اعضای سازمان هایی که عضویت شان را دارید، بفرستید.
۶۹) در ایام تعطیل، میهمانی تجاری بگیرید.
۷۰) پس از شرکت در یک همایش، برای شرکت کنندگان آن نامه بفرستید.
▪ تبلیغات
۷۱) در فصل های اوج فعالیت تجاری برای کسب و کارتان تبلیغ کنید.
۷۲) یک شماره تلفن راحت و بیاد ماندنی بگیرید.
۷۳) برای سایت اینترنتی خود، آدرس بیادماندنی انتخاب کنید و آن را در کلیه ارتباطات بازرگانی قید نمایید.
۷۴) از طریق پست مستقیم، کسب و کار خود را مشترکا با سایر حرفه ای ها تبلیغ کنید.
۷۵) در یک دایرکتوری ویژه یا کتاب زرد تبلیغ نمایید.
۷۶) به منظور دستیابی به بازارهای خارجی، آگهی دو یا چند زبانه چاپ کنید. این آگهی را در نشریه ای پرمخاطب قرار دهید.
۷۷) به مشتریان خود هدایای تبلیغاتی نظیر خودکار، پدماوس یا ماگ بدهید.
۷۸) درون پاکت نامه یا مرسولات پستی، چیزی برجسته بگذارید تا کنجکاوی گیرنده تحریک شود.
۷۹) مقابل پیاده روی دفترتان به کمک لیزر یک پیام تبلیغاتی بتابانید.
۸۰) برچسب های جالبی برای نصب روی شیشه اتومبیل طراحی و بین مشتریان توزیع کنید.
۸۱) آگهی های خود را کدگذاری و نتایج شان را دنبال کنید.
۸۲) تابلو ساختمان تان و تابلوهای راهنمای داخلی و خارجی آن را بهبود ببخشید.
۸۳) اگر فکر می کنید آرم شرکت شما منسوخ شده، آن را از نو رنگ آمیزی کنید.
۸۴) حامی مالی یک مسابقه ورزشی یا برنامه رادیویی و تلویزیونی شوید.
▪ رویدادهای ویژه
۸۵) در نمایشگاه های مربوط به حرفه تان، حتما یک غرفه بگیرید.
۸۶) همراه سازمان های غیرانتفاعی، مانند موسسات حمایت از کودکان معلول، اسپانسر یک برنامه یا ضیافت شوید.
۸۷) در دبیرستان ها سخنرانی کنید و به دانشجویان درباره حرفه آینده شان توصیه کنید.
۸۸) خیابانی در منطقه جغرافیایی تان انتخاب و اعلام کنید که نظافت آن را سازمان یا شرکت شما برعهده می گیرد. رهگذران با دیدن نام و آرم شما، متوجه اقدام پسندیده تان خواهند شد.
۸۹) بخشی از وقت و پول خود را به سازمان های خیریه یا غیرانتفاعی اختصاص دهید و نتایج آن را در مطبوعات به چاپ برسانید.
۹۰) یک سی دی یا فیلم آموزشی درباره خدمات خود تهیه کنید.
۹۱) کتاب تالیف کنید.
▪ ایده های فروش
۹۲) روزنامه ها و نشریات تخصصی را برای به دست آوردن فرصت های تازه تجاری و آگاهی یافتن از عزل و نصب های شرکت ها بخوانید.
۹۳) شعارها و استراتژی های بازاریابی تان را به اطلاع وکیل، حسابدار، بانکدار، تعمیرکار و کانون تبلیغاتی تان برسانید و بدین ترتیب نیروی فروش خود را به رایگان گسترش دهید.
۹۴) ساعات فعالیت خود را افزایش دهید.
۹۵) حتی در ایام تعطیل گروهی را جهت ارائه خدمات به مشتریان اختصاص دهید.
۹۶) نمونه های محصولات خود را در دفترتان به نمایش بگذارید.
۹۷) به مشتریان سابق تلفن بزنید یا برایشان نامه بفرستید تا آنها را دوباره جذب کنید.
۹۸) از طریق اینترنت سفارش بگیرید.
۹۹) به مشتریان اینترنتی خود اطمینان دهید که سیستم امنیتی سایت شما قابل اعتماد است.
منبع : پارسینه

